|
|
|
||||
|
)}A (1يا2)+ {20– (20× نكته:جزء هاي 1و7و11 (1+) مـي شـوند كه صفحه ي سمـت راست مي باشند وبقيه ي جزءها (2+) مي شوندكه صفحهي سمت چپ مي باشند. Aنكته:شماره ي جزء = نكته:اين روش فقط شامل خط عثمان طه مي باشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 19:27 توسط شهاب الدين جعفري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1.انار:« وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» (الانعام/ 141) و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوههاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهرهبردارى از آن بدهيد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد. 2. انجير:« وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ» ( التين/ 1) سوگند به انجير و زيتون. 3. انگور:« وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» (الرعد/4) و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مىگردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مىدهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مىكنند دلايل [روشنى] است. 4. زيتون:« يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (النحل/11) به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مىروياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مىكنند نشانهاى است. 5.موز:« وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ » (الواقعه/29) و درختهاى موز كه ميوهاش خوشه خوشه روى هم چيده است. 6.خرما:« وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا » (مريم/25) و تنه درختخرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مىريزد.
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:37 توسط شهاب الدين جعفري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1. ملخ:« يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ» (قمر / 7) همچون ملخهاي پراكنده از قبرها خارج ميشوند. 2. زنبورعسل:« وَ أَوْحي رَبُّكَ إِلَي النَّحْلِ » (نحل / 68) و پروردگار تو به زنبورعسل وحي (الهام غريزي) نمود. 4. پشه:« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها » (بقره / 26) خداوند از اينكه (به موجودات ظاهرا كوچكي مانند) پشه و حتي كمتر از آن، مثال بزند شرم نميكند. 5. مورچه« قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا الَّنمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ » (نمل / 18) مورچهاي گفت: به لانههاي خود برويد. 7. عنكبوت:« إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ » (عنكبوت / 41) سستترين خانهها، خانه عنكبوت است. 8. پروانه:« يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ » (قارعه / 4) روزي كه مردم مانند پروانههاي پراكنده خواهند بود.
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:35 توسط شهاب الدين جعفري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1. گاو:« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً » (بقره / 67) خداوند به شما دستور ميدهد ماده گاوي را ذبح كنيد. 4. خوك:« أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ » (انعام / 145) يا گوشت خوك كه اينها پليدند. 7. بز:« وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ » (انعام / 143) واز بز دو جفت. 9. الاغ:« كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » (جمعه / 5) مانند الاغي هستند كه كتابهايي حمل ميكنند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:33 توسط شهاب الدين جعفري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1. يك: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» (اخلاص / 1) بگو: اوست خداي يگانه. (مائده / 106) اي كساني كه ايمان آوردهايد هنگامي كه مرگ يكي از شما فرا رسد، در موقع وصيت از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد.
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:32 توسط شهاب الدين جعفري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آشنايي اجمالي با قرآن براي هر دانشمندي كه به زبان عربي آشنا باشد، به عنوان اطلاع از يك كتاب بسيار مهم، شناختن قران لازم اسـت. زيرا كمتـر كتابـي را مي توان يافت كه به اندازه ي قرآن مجيد در تحوّل جوامع بشري و سوق آنها به سـوي تمـدّن واقعي تأثير داشته باشد. گـوستا و لـوبـون مي نويسد:« اثر تمدّ ني و سياسي اسلام واقعاً محيّر العقول است. مملكت عربستان در عصـر جاهليـت عبارت بود از چند ولايت كوچك و يك عدّه قبايل خود سري كه هميشه با هم مشغول جنگ خانگي و قتل و غارت بودند ولي در جريان يك قرن از ظهور پيامبر(ص)، دامنه اين دين از درياي سند تا « اندلس» وسعت پيدا نمود و در تمام ايـن ممالك كه بيـرق اسلام در اهتزاز بود ترقياتي كه از هر حيث پيدا شد در حقيقت حيرت انگيز بود. » براي هرانسان مسلماني شناختن قران يك وظيفه واجـب دينـي اسـت تا با قانون اساسي آيين خود آشنا گردد و از اين منبع آسمانيِ نور و حرارت معنوي، بهره مند گردد و اصـول فكري صحيح و اخلاق پسنديده و اعمال نوراني فردي و اجتماعي و و خلاصه راه و رسم ظاهري و باطني زندگي را از مكتبش بياموزد. خداوند ميفرمايد:« پس ايمان بياوريد به خدا و رسولش و نوري كه نازل كرديم.» اقسام شناخت قرآن قرآن را چگونه مي توان شناخت؟ و از چه راهي بايد به اين مقصود رسيد؟ در پاسخ بايستي ديد اگر مقصود اين باشد كه انتساب اين كتاب به انشاء كننده ي آن تا چه اندازه مقرون به يقين است، در اين صورت اين نحوه ي شناخت را، « شناخت سندي يا انتسايي» نامند. اگر غرض دانستن محتواي ايـن كتـاب و نوع مطالب آن است، در اين صورت اين عمل « شناخت تحليلي» نام خواهد داشت، امّا اگر نظر تحقيق اين مسئله باشد كه افـكار عرضه شده در قرآن، ابتكاري است يا اقتباسي و تقليدي، در اين صورت اين روش « شناخت ريشه اي» خواهدبود. تعريف قرآن قرآن كتابي آسماني است كه براي هدايت مردم نازل شده و از اين هدايت به خروج از تاريكي به سوي نور تعبير شده است،و در عين حال معجزه پيامبر اسلام(ص) نيز مي باشد. دليـل قسمـت اول: شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن للناس( سوره ي بقره آيه 185) ترجمه: (ماه روزه) ماه رمضان است كه فرو فرستاده شـد در آن قـرآن، بـراي هدايت مردم ـ و اتبعو النور الذي انزل معه( سوره ي اعراف آيه 157) ترجمه: و پيروي كردند از نوري كه با وي ( محمّد (ص) ) نازل شده است. دليـل قسمـت دوم: و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائكم من دون الله ان كنتم صادقين ـ فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار التي و قودها الناس و الحجاره اعدت للكافرين( سـوره ي بقره آيه 22 ـ 23) ترجمه: و اگر در شك هستيد، از آنچه نازل كرديم، بـر بنـده ي خود ( محمد (ص) ) پـس بياوريد سـوره اي مانند آن را و دعوت كنيد گواهان خود را غير از خدا ( هركس باشد) اگر راست مي گوييد. ـ پس اگر نتوانستيد و هرگز هم نخواهيد توانست،پس بپرهيزيد از آتشي كه آتشگيره وهيزم آن انسان و سنگ است كه آماده شده است براي كافران.
بقيهي تحقيق در ادامه مطلب ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:55 توسط شهاب الدين جعفري
|
|
|||||
|
|||||